یا علی ذاتت ثبوت "قل هو والله احد"
نام تو نقش نگین امر "الله الصمد"
"لم یلد" از مادر گیتی و "لم یولد" چو تو
"لم یکن" بعد از نبی مثلت "له کفواْ احد"
ایام صیام است و منم مست سیامست
ایام به کام است و مرا هست به کام است
آن صوفی سر گشته که بشکست مرا جام
گو رو که دگر عیش مرا جام مدامست
شهلای سیه چشم تو در جام من افتاد
پر خون ز سبوی لب لعلت می خام است
ساقی بنما پر قدحم را ز می ناب
افطار نمودن بجز از می چه حرامست
سر می نهم از جور و جفایت به بیابان
افسوس و فغان زلف سیاهت چو لگام است
"ساحل دانایی"
باز امروز دلم
کوله بارش همه اندوه وغم است
بند دل باز گسست
سیل اشک از سر دیواره دل
برد ویرانه من
آه کو !
چلچراغ شب کاشانه من
باز امروز دلم
پی یک ضربه کوچک بشکست
صبراز دست گذشت
ریخت آن خون فروخورده دل
روی گلگونه غم خانه من
آه کو !
چلچراغ شب کاشانه من
همه هست برست
مانده یک دل دل ویرانه و من
چلچراغ شب کاشانه من
باران که از وجود تو سرچشمه میزند
در کاسه دو چشم من تشنه میزند
سیراب چون نگشت دل غم گسار من
با دست خود به چشم سرم دشنه میزند ........
ساحل دانایی
و صدای نفس آمدنت
انتظار از لب دیوارپرید
حلقه شوق زچشمان ترم
روی گل گونه صبرم لغزید
آه از تنهایی
مادرم انکه مرا نیک بزاد
پرتو مهر درونم بنهاد
رفت و درخاطره کوچک من
گرمی دیده او یاد بماند
ساحل دانایی ۲۴/۱۱/۸۶
مادرم سبز ترین سبز خداست
کار هایش همگی نبض خداست
کاسه چشم پر از خنده او
چشمه مهر لبالب ز خداست
ساحل دانایی ۲۰/۱۱/۸۶
* میشه دل داد ولی دل نبست